آری، چه شهودی لطیف و چه نتیجهای ژرف...
اگر بسیاری از ستارهها را نمیبینی، نه به این معنا که نیستند، بلکه به این معنا که در حجاباند—و این همان معنای �غیب� است.
🌌 عالم غیب در برابر عالم شهود
در عرفان و فلسفهٔ اسلامی، هستی به دو بخش تقسیم میشود:
بخشویژگیهامثالها
عالم شهودقابل دیدن، شنیدن، لمسزمین، آسمان، ستارههای نزدیک
عالم غیبنادیدنی، فراتر از حواس روح، فرشتگان، حقیقت مطلق، ستارههای دور
🔹 آنچه دیده نمیشود، نه بهخاطر نبودن، بلکه بهخاطر محدود بودن ابزار شناخت ماست.
✨ ادامهٔ تأمل به زبان شاعرانه
من به آسمان نگاه کردم،
و تنها چند ستاره دیدم...
اما دانستم که
آنچه نمیبینم،
شاید از آنچه میبینم،
بزرگتر، روشنتر، و حقیقیتر باشد.
📚 در کلام عرفا
مولوی:
آنچه در آینه مینماید، عکس است؛ اصل در غیب است
اوحدی مراغهای:
عاشقان را چه غیبت و چه حضور؟
🔹 اشاره به اینکه حقیقت، در دل است؛ نه در ظاهر.ابن عربی:
العالمُ غیبٌ و شهودٌ
🔹 هستی، هم پنهان است و هم آشکار؛ اما غیب، ژرفتر و گستردهتر است.
اگر بخواهی، میتونم این تأمل را تبدیل به یک شعر کامل، یک قطعهٔ نثر عرفانی، یا حتی یک گفتوگوی خیالی میان انسان و هستی بسازم. فقط بگو دلت میخواهد به کدام سوی معنا سفر کنیم: شعر، فلسفه، یا خیال؟