جمعیتی از رای دهندگان که در یک مرکز رأی گیری در کاراکاس صف می کشند
این مقاله در مورد این است که رای یک شخص احتمالاً بر نتیجه تأثیر نخواهد گذاشت. برای عدم انعطاف پذیری حاکمیت اکثریت در میان سه یا چند گزینه ، به پارادوکس رأی گیری مراجعه کنید .
‹ الگوی رأی گیری برای ادغام در نظر گرفته شده است . ›
| بخشی از مجموعه سیاست ها | ||||||||
| رأی دادن | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
| سیستم های انتخاباتی | ||||||||
| ||||||||
| استراتژی های رای گیری | ||||||||
| ||||||||
| الگوها و تأثیرات رأی گیری | ||||||||
| ||||||||
| تقلب در انتخابات | ||||||||
| ||||||||
تناقض رای گیری ، نیز نامیده می شود تناقض داون، زمانی است که منافع مورد انتظار برای یک ، خود علاقه مند منطقی رای دهندگان بیشتر از هزینه های رای گیری است.
پاسخ به پارادوکس شامل این دیدگاه است که رأی دهندگان برای ابراز اولویت خود نسبت به کاندیدا رأی می دهند تا اینکه بر نتیجه انتخابات تأثیر بگذارند ، رأی دهندگان تا حدی نوع دوستی را اعمال می کنند ، یا این پارادوکس مزایای وثیقه مربوط به رأی دادن را علاوه بر انتخابات منتخب نادیده می گیرد. نتیجه
فهرست
تاریخچه بورس تحصیلی [ ویرایش ]
این مسئله توسط نیكولاس دو كوندورست در سال 1793 مورد اشاره قرار گرفت ، زمانی كه وی اظهار داشت ، "در انتخابات یك مرحله ای ، كه تعداد زیادی رای دهنده وجود دارد ، نفوذ هر رای دهنده بسیار ناچیز است. بنابراین ممكن است شهروندان به اندازه كافی علاقه مند نشوند. رأی] "و" ... ما می دانیم که این علاقه [که رأی دهندگان در انتخابات دارند] باید با تأثیر هر فرد [یعنی رأی دهنده] در انتخابات و با افزایش تعداد رأی دهندگان کاهش یابد. " [1]
در سال 1821 ، هگل در عناصر فلسفه حق ، مشاهدات مشابهی را ارائه داد : "در مورد رأی دادن مردم ، ممکن است بیشتر اظهار شود که به ویژه در ایالات بزرگ ناگزیر به بی تفاوتی انتخاباتی منجر می شود ، زیرا رأی دادن یک رأی منفی است. اهمیت در جایی که تعداد زیادی از انتخاب کنندگان وجود دارد. " [2] [3]
ریاضیدان چارلز ال. دودسون ، معروف به لوئیس کارول ، مقاله "روشی برای گرفتن رای در بیش از دو موضوع" را در سال 1876 منتشر کرد. [4] [5]
این مسئله در تئوری انتخاب عمومی مدرن توسط آنتونی داونز در سال 1957 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . [6]
پاسخ ها [ ویرایش ]
پاسخ های جایگزین فرضیه عقلانیت خودخواهانه را به طرق مختلف اصلاح می کنند. به عنوان مثال ، جفری برنان و لورن لوماسکی پیشنهاد می كنند كه رای دهندگان از حمایت از نامزدهای خاص - مشابه تشویق به یك تیم ورزشی - از رای دادن به امید دستیابی به نتایج سیاسی كه ترجیح می دهند ، منافع " گویایی " بدست آورند. این بدان معناست که رفتار عقلانی رای دهندگان در مقابل ارزش ذاتی که از رای خود می گیرند ، به ابزاری محدود می شود. [7] [8]
پیشنهاد دیگر ، معروف به نظریه نوع دوستی رأی دادن ، منطقی بودن رای دهندگان است اما کاملاً خودخواه نیستند. از این نظر رأی دهندگان دارای نوعی نوع دوستی هستند و در صورت بهره مندی از دیگران ، منفعت را درک می کنند. از آنجا که یک انتخابات بر بسیاری دیگر تأثیر می گذارد ، رأی دادن تنها با کمی احتمال تأثیر بر نتیجه می تواند منطقی باشد. [9]
برخی معتقدند که به نظر می رسد پارادوکس مزایای وثیقه مربوط به رای گیری را نادیده می گیرد ، علاوه بر این که بر نتیجه رای گیری تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، میزان پیروزی و باخت در انتخابات توسط سیاستمداران ، دستیاران ، صاحب نظران و رأی دهندگان بسیار دقیق رصد می شود ، زیرا آنها نشان دهنده قدرت حمایت از نامزدها است و به عنوان یک معیار ذاتی دقیق تر از نظرسنجی های صرف نظر می شود. (که باید به نمونه برداری ناقص اعتماد کنند). بحث دیگری که مطرح شده است ، این است که تحقیق درباره اینکه چه کسی یا به چه کسی رأی دهید ، می تواند دانش سیاسی و آگاهی جامعه رای دهنده را افزایش دهد ، هر دو ممکن است به یک احساس وظیفه مدنی عمومی کمک کنند ، اگرچه در چنین حالتی خود عمل رای گیری نیز کمک می کند هیچ چیز به این [ نیاز به منبع ]
همچنین به [ ویرایش ] مراجعه کنید
https://en.wikipedia.org/wiki/Paradox_of_voting