انتقاد از روند دموکراسی [ ویرایش ]
بی ثباتی سیاسی [ ویرایش ]
اخیراً ، دموکراسی به دلیل عدم ارائه ثبات سیاسی کافی مورد انتقاد قرار گرفته است. از آنجا که دولتها به طور مکرر در داخل و خارج انتخاب می شوند ، تغییراتی در سیاستهای کشورهای دموکراتیک در داخل و خارج از کشور وجود دارد. حتی اگر یک حزب سیاسی قدرت را حفظ کند ، اعتراضات جدی و انتقادآمیز از رسانه های جمعی اغلب برای تحمیل تغییرات سیاسی ناگهانی و غیرمنتظره کافی است. تغییرات مکرر سیاست ها در زمینه تجارت و مهاجرت احتمالاً مانع از سرمایه گذاری شده و مانع رشد اقتصادی می شود. به همین دلیل ، بسیاری از مردم این ایده را مطرح كرده اند كه دموكراسی برای یك كشور در حال توسعه كه رشد اقتصادی و كاهش فقر در آن اولویت است مطلوب نیست. [12]با این حال ، آنتونی داونز استدلال کرد که بازار سیاسی تقریباً همانند بازار اقتصادی کار می کند و به دلیل روند دموکراتیک بالقوه می تواند تعادل در سیستم وجود داشته باشد. [13] با این حال ، او سرانجام استدلال کرد که دانش ناقص در سیاستمداران و رأی دهندگان از رسیدن به این تعادل جلوگیری می کند. [13]
کوتاه مدت [ ویرایش ]
همچنین از دموکراسی به دلیل بی ثباتی دولت های ائتلافی به دلیل انتخابات مکرر انتقاد می شود. ائتلاف ها اغلب پس از انتخابات در بسیاری از کشورها (به عنوان مثال هند ) تشکیل می شوند و اساس اتحاد عمدتا برای امکان یک اکثریت مناسب است ، نه یک عقیده ایدئولوژیک.
این اتحاد فرصت طلب نه تنها این مشکل را دارد که مجبور است به بسیاری از جناحهای مخالف ایدئولوژیک بپردازد ، بلکه معمولاً کوتاه مدت است زیرا هرگونه عدم تعادل واقعی یا واقعی در رفتار با شرکای ائتلاف یا تغییر در رهبران خود شرکای ائتلاف می تواند بسیار به راحتی منجر به این شد که شریک ائتلاف پشتیبانی خود را از دولت پس بگیرد. [ بی طرفی است مورد مناقشه ]
نهادهای دموکراتیک برای تصمیم گیری درمورد اجماع کار می کنند ، که معمولاً بیش از تصمیم یک جانبه طول می کشد.
MS Golwalkar در كتاب خود با عنوان " اندیشه ها " دموكراسی را چنین توصیف می كند: "در عمل فقط تا حد زیادی فقط یک افسانه است ... مفهوم بلند آواز" آزادی فردی "فقط به معنای آزادی افراد معلوم استعداد در استفاده از بقیه بود. " [ نیاز به منبع ]
فساد [ ویرایش ]
ناتوانی دولتهای سراسر جهان در مقابله موفقیت آمیز با فساد باعث ایجاد بحران جهانی دموکراسی شده است. [14] در حالی که کشورهایی که سطح بالایی از دموکراسی دارند تمایل به فساد پایین دارند ، همچنین مشخص است که کشورهای دارای سطح متوسط دموکراسی دارای فساد بالا هستند ، همچنین کشورهایی که دموکراسی ندارند فساد بسیار کمی دارند. [15]این بدان معنی است که دموکراسی به طور موثری با فساد برخورد نمی کند. یكی از عناصر مهم دموكراسی روند انتخاباتی است كه می توان آن را به راحتی فساد پذیر دانست. به عنوان مثال ، در یک دموکراسی اجتناب ناپذیر است که انتخابات آزاد و عادلانه برگزار شود. دادن و دریافت رشوه ، تهدید یا استفاده از خشونت ، معالجه و جعل هویت از روشهای متداول فساد روند انتخابات است ، [16] به این معنی که دموکراسی از مشکلات خارجی نفوذناپذیر نیست و می تواند به دلیل اجازه وقوع آن انتقاد شود. .
فساد اداری نیز شکلی ساده از جلب نظر منافع کوتاه مدت رای دهندگان است.
شکل دیگر معمولاً بشکه گوشت خوک است که در آن مناطق محلی یا بخشهای سیاسی از مزایای ویژه ای برخوردار می شوند اما هزینه های آن در بین همه مودیان پخش می شود .
صرف انتخابات تنها یک جنبه از روند دموکراتیک است. اصول دیگر دموکراسی ، مانند برابری نسبی و آزادی ، غالباً در کشورهای به ظاهر دموکراتیک وجود ندارد.
بعلاوه ، در بسیاری از کشورها ، مشارکت دموکراتیک در بعضی مواقع کمتر از 50٪ است و می توان ادعا کرد که انتخاب افراد (افراد) به جای ایده ها دموکراسی را مختل می کند.
ناآگاهی رأی دهندگان [ ویرایش ]
جیسون برنان معتقد است که عدم آگاهی رای دهندگان در آمریکا یک مشکل اساسی است و به طور کلی ایراد اصلی به دموکراسی ها است. برنان اظهار داشت که "كمتر از 30٪ آمریكایی ها می توانند از دو یا بیشتر از حقوق مندرج در اولین اصلاحیه منشور حقوق نام ببرند". [11] به طور طبیعی ، این مسئله مشکلی ایجاد می کند زیرا یک رای نادان دقیقاً همان رای آگاهانه محسوب می شود. برای اینکه یک رأی دهنده آگاه باشید باید دانش گسترده ای در مورد عقاید سیاسی فعلی و قبلی نامزد داشته باشید /به گفته برنان ، تمایلات. علاوه بر این ، برنان ادعا می کند که برای داشتن یک رأی دهنده آگاه ، باید در سایر رشته های خارج از سیاست - به عنوان مثال ، تاریخ و اقتصاد - تحصیل کرد. استانداردی که برنان برای رای دهندگان در نظر می گیرد به طور قابل توجهی بالا است. قابل درک است که اکثر آمریکایی ها این انتظارات را برآورده نمی کنند.
در حالی که اکثر آمریکایی ها از این انتظارات کوتاه هستند ، علت بی اطلاعی رای دهندگان به دلیل کمبود اطلاعات نیست. بلکه رأی دهندگان صرفاً منطقی نادان و منطقی غیرمنطقی هستند. اولاً ، ناآگاهی منطقی به معنای منطقی بودن و / یا منطقی بودن رای دهندگان برای عدم اطلاع از سیاست است. این به این دلیل است که برای تبدیل شدن به یک رأی دهنده آگاه ، مطابق با استانداردهای برنان ، این امر برای شخص بسیار گران تمام می شود. زمان زیادی طول می کشد تا در چنین سطحی مطلع شوید و از وقایع سیاسی فعلی مطلع شوید. هنگام انجام یک تجزیه و تحلیل هزینه و سود ، اکثر مردم متوجه می شوند که مطلع شدن ارزش وقت آنها را ندارد. گزینه های دیگری نیز وجود دارد که ارزش بیشتری برای وقت / تلاش فرد دارد. بنابراین ، افراد برای انتخاب عدم اطلاع ، منطقی قلمداد می شوند. در مرحله دوم ، بی منطقی عقلانی به این واقعیت اشاره دارد که منطقی است افراد تعصبات شناختی و در نتیجه باورهای غیر منطقی داشته باشند. شبیه به اینکه چرا منطقی است که رای دهندگان نادان باشند ، تحلیل هزینه و سود برای اصلاح سوگیری شناختی به نفع رای دهنده آگاه نیست. برنان ادعا می کند "همانطور که از نظر ابعادی منطقی است که بیشتر مردم از سیاست بی اطلاع بمانند ، برای بسیاری از آنها نیز منطقی است که تعصبات خود را بپذیرند".[11] هزینه ها بیشتر از مزایای آن است زیرا برای یافتن اطلاعات بی طرفانه / منصفانه و اصلاح تعصبات شخصی به یک کار بیش از حد نیاز است. در هر دو مورد ، رای دهندگان نادان و غیر منطقی باقی می مانند زیرا هزینه های تبدیل شدن به یک رای دهنده بی طرف و آگاه از مزایای آن بیشتر نیست. تأثیر یک رای صالح بی فایده است. در طرح کل امور ، یک رأی واحد بسیار ناچیز است. احتمال اینکه رأی یک عامل تعیین کننده در انتخابات باشد بسیار ناچیز است. بنابراین ، چرا کس باید وقت بگذارد و با پاداش بسیار کمی خود را مطلع کند؟ می توان زمان زیادی را صرف آگاهی و منطقی شدن کرد تا نتیجه ای مشابه داشته باشد.
ناسازگاری بالقوه با سیاست سابق [ ویرایش ]
تأسیس جدید نهادهای دموکراتیک ، در کشورهایی که هنوز اقدامات مرتبط با آنها غیر معمول بوده یا از نظر فرهنگی غیرقابل قبول تلقی می شوند ، می تواند منجر به ایجاد م institutionsسساتی شود که در طولانی مدت پایدار نباشند. یک شرایطی که این نتیجه را تأیید می کند ممکن است زمانی باشد که بخشی از تصور رایج در بین مردم باشد که نهادها در نتیجه فشارهای خارجی مستقر شده اند.
بازرسی منظم و منظم از کشورهای دموکراتیک ، هرچند تلاشگر و خوش فکر باشد ، به طور معمول برای جلوگیری از فرسایش شیوه های دموکراتیک کافی نیست. در مورد چندین کشور آفریقایی ، علی رغم دولت های منتخب دموکراتیک ، فساد همچنان پابرجا است ، زیرا تصور می شود که یکی از شدیدترین نمونه ها ، زیمبابوه ، نتیجه معکوس نظامی گری کامل را داشته است.
کارایی سیستم [ ویرایش ]
اقتصاددانانی مانند ملتزر و ریچارد افزودند که با افزایش فعالیت های صنعتی در یک دموکراتیک ، تقاضای مردم برای دریافت یارانه و حمایت از دولت نیز افزایش می یابد. با توجه به قضیه متوسط رای دهندگان ، فقط تعداد معدودی از مردم توازن قدرت را در کشور دارند و ممکن است بسیاری از تصمیمات آنها ناراضی باشند. آنها استدلال می کنند از این طریق دموکراسی ها ناکارآمد هستند. [17]
چنین سیستمی می تواند منجر به اختلاف ثروت یا تبعیض نژادی شود. فیرلبک (1998) اشاره می کند که چنین نتیجه ای لزوماً به دلیل عدم موفقیت در روند دموکراتیک نیست ، بلکه "به این دلیل که دموکراسی پاسخگوی خواسته های یک طبقه متوسط بزرگ است که به طور فزاینده ای مایل به نادیده گرفتن صدای خاموش گروههای حاشیه نشین اقتصادی در داخل هستند مرزهای خودش. " [18] اراده اکثریت دموکراتیک ممکن است همیشه به نفع همه شهروندان نباشد.
حساسیت به تبلیغ [ ویرایش ]
عدم آموزش سیاسی [ ویرایش ]
همچنین ببینید: رای دهندگان کم اطلاعات ، عقلانیت کم اطلاعات ، دموکراسی مشورتی ، و شایسته سالاری
رای دهندگان ممکن است به اندازه کافی آموزش نبینند تا از حقوق دموکراتیک خود محتاطانه استفاده کنند. سیاستمداران ممکن است از بی منطقی رای دهندگان استفاده کنند و بیشتر در زمینه روابط عمومی و تاکتیک ها رقابت کنند تا ایدئولوژی. در حالی که مدافعان دموکراسی غالباً به عنوان تلاشی برای حفظ یا احیای سلسله مراتب سنتی و حاکمیت خودکامه استدلالها علیه دموکراسی را می گیرند ، بسطهای زیادی برای توسعه بیشتر بحث مطرح شده است. [12] در مقاله لیپ ست در سال 1959 در مورد الزامات شکل گیری دموکراسی ، وی دریافت که تقریباً همه دموکراسی های نوظهور آموزش خوبی را ارائه می دهند. با این حال ، آموزش به تنهایی نمی تواند دموکراسی را حفظ کند ، اگرچه کپلان در سال 2005 یادآوری کرد که هرچه افراد تحصیل می کنند ، بیشتر شبیه اقتصاددانان هستند. [19]
دستکاری یا کنترل افکار عمومی [ ویرایش ]
| این بخش ممکن است حاوی مطالب نامرتبط یا ناکافی با موضوع آن باشد. لطفاً در بهبود این بخش یا بحث در مورد این موضوع در صفحه بحث کمک کنید . ( ژانویه 2019 ) (با نحوه و زمان حذف این پیام الگو آشنا شوید ) |
همچنین نگاه کنید به: دستکاری جمعیت ، دستکاری در رسانه ها و ادعاهای دخالت روسیه در انتخابات 2016 ایالات متحده
سیاستمداران و منافع ویژه سعی کرده اند افکار عمومی را تا زمانی که تاریخ ثبت شده است دستکاری کنند - این امر امکان دولت دموکراتیک را زیر سوال می برد. [20] [21] منتقدان ادعا می کنند که رسانه های جمعی در واقع افکار عمومی را شکل می دهند و بنابراین می توانند برای "کنترل" دموکراسی مورد استفاده قرار گیرند. نظرسنجی های قبل از انتخابات مورد انتقاد ویژه قرار گرفته است. [22] [23]بعلاوه ، افشای مطالب مخرب شهرت اندکی قبل از انتخابات ممکن است برای دستکاری چشمگیر افکار عمومی مورد استفاده قرار گیرد. در ایالات متحده FBI مورد انتقاد قرار گرفت که اعلام کرد آژانس مدارک احتمالی متهم کننده استفاده از هیلاری کلینتون از یک سرور ایمیل خصوصی را فقط 11 روز قبل از انتخابات بررسی خواهد کرد. [24] گفته شده است که اطلاعات نادرست - مانند اخبار جعلی - برای انتخابات در سراسر جهان مهم بوده است. [24]در دسامبر 2016 آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که روسیه "برای تضعیف ایمان عمومی به روند دموکراتیک ایالات متحده ، تحقیر وزیر [هیلاری] کلینتون ، و صدمه زدن به قدرت انتخاباتی و ریاست جمهوری بالقوه او" - از جمله انتقال مواد علیه دموکرات ها به ویکی لیکس برای بی اعتبار کردن انتخابات و طرفدار دونالد ترامپ . [24] ربات های اجتماعی [25] و سایر اشکال تبلیغات آنلاین و همچنین الگوریتم های نتیجه موتور جستجو [26] ممکن است برای تغییر درک و نظر رای دهندگان استفاده شود. در سال 2016 آندرس سپولودافاش کرد که وی افکار عمومی را برای تقلب در انتخابات در آمریکای لاتین دستکاری کرده است. به گفته وی ، وی با بودجه 600000 دلار ، تیمی از هکرها را هدایت کرد که استراتژی های مبارزاتی را سرقت می کردند ، با ایجاد دستکاری در شبکه های اجتماعی موج های کاذب اشتیاق و تمسخر را ایجاد می کردند ، و جاسوس افزارهایی را در دفاتر مخالف نصب کردند تا به انریکه پنیا نیتو ، کاندیدای مرکز ، در انتخابات پیروز شوید. [27] [28] این نشان می دهد که انتقاد قابل توجهی از دموکراسی این است که رای دهندگان می توانند به راحتی دستکاری شوند.
دستکاری مخالفت [ ویرایش ]
اطلاعات بیشتر: سرکوب مخالفت
دلایل مختلفی برای حذف یا سرکوب مخالفان سیاسی می توان یافت. از روش هایی مانند پرچم های دروغین ، قوانین ضد تروریسم ، [29] کاشت یا ایجاد مواد سازشکارانه و تداوم ترس عمومی می توان برای سرکوب مخالفان استفاده کرد. پس از کودتای نافرجام بیش از 110،000 نفر در طی سال 2016 در ترکیه پاکسازی شدند و نزدیک به 40،000 در ترکیه ، که یک ملت دموکراتیک محسوب می شود یا در نظر گرفته شده است ، زندانی شده اند . [30] [31]
ممکن است از احزاب جعلی ، رقبای سیاسی تخیلی و مخالفان "مترسک" برای تضعیف مخالفان استفاده شود. [32]
پارادوکس اضافه بار اطلاعات [ ویرایش ]
اطلاعات بسیار زیاد ، همانطور که در عصر دیجیتال کنونی رایج است ، جایی که مردم توسط اطلاعات از طریق روزنامه ها ، تلویزیون روزانه ، رسانه های اجتماعی و اشکال مختلف دیگر گمراه می شوند ، اضافه بار اطلاعات نامیده می شود . این وضعیتی را در دموکراسی ها ایجاد می کند که مردم به دلایل مختلف بسیار خسته شده اند و نمی توانند همه این اطلاعات را هوشمندانه یا بی کفایت پردازش کنند یا تمایلی به این کار ندارند.
پاسخگویی و نمایندگی محدود [ ویرایش ]
رابرت آ. دال دموکراسی ها را به عنوان سیستم های حکومتی تعریف می کند که تقریباً به طور کامل به هر یک از شهروندان پاسخ می دهد. وی سپس اظهار داشت که امروزه چنین سیستمی کاملاً پاسخگو وجود ندارد. [4] با این حال ، این به معنای جزئی نیسترژیم های دموکراتیک وجود ندارند - آنها وجود دارند. بنابراین ، دال دوگانگی دموکراسی را به نفع طیف دموکراتیک سازی رد می کند. از نظر دهل ، این س notال این نیست که آیا کشوری دموکراتیک است یا خیر؟ س isال این است که تا چه حد کشوری در سطح ملی تجربه دموکراتیک سازی دارد. دال این دموکراتیک سازی را از نظر تایید و استقبال کشور از رقابت های عمومی ارزیابی می کند. و هرج و مرج ، یا "حکومت بسیاری از مردم" ، تنها شکل موجود دولت های قابل دمکراتیک است. یعنی در درون سلطنتی است که دموکراتیک سازی می تواند شکوفا شود. کشورها بلافاصله از هژمونی ها و الیگارشی های رقابتی به دموکراسی تبدیل نمی شوند. در عوض ، کشوری که دموکراسی را به عنوان شکل دولت خود در پیش می گیرد ، تنها می تواند ادعا کند که به چند سلطنتی روی آورده است ، که برای دموکراتیزه شدن مناسب است ، اما تضمین کننده آن نیست. طیف پلی آرشی دال در نقطه ای به پایان می رسد که کشوری در سطح ملی به یک پلارشی کامل تبدیل شود و در سطح ملی ، در میان امور اجتماعی و خصوصی خود ، شروع به دموکراتیک سازی کند. دال عمیقاً نگران محدوده طیف چند مرجعیتی خود نیست زیرا معتقد است که اکثر کشورها هنوز قبل از رسیدن به وضعیت کامل سلطنت کامل راهی طولانی دارند.[33] برای دال ، هر آنچه فراتر از هرج و مرج کامل است ، فقط برای کشورهای پیشرفته مانند کشورهای اروپای غربی امکان پذیر است ، و بنابراین فقط یک نگرانی است.
انتقاد از نتیجه دموکراسی [ ویرایش ]
قانون اوباش [ ویرایش ]
مقاله اصلی: مردم سالاری
جمهوری افلاطون با انتقاد از سقراط دیدگاه انتقادی نسبت به دموکراسی ارائه می دهد : "رهبران احمق دموکراسی ، که نوعی حکومت جذاب ، پر از تنوع و بی نظمی است و نوعی تساوی را برابر و برابر می کند". [34] افلاطون در کار خود 5 شکل از دولت را از بهترین به بدترین حالت ذکر کرده است. با فرض اینکه جمهوری قصد داشت انتقادی جدی از اندیشه سیاسی در آتن باشد ، افلاطون استدلال می کند که فقط کالیپولیس ، اشرافی به رهبری پادشاهان فیلسوف ناخواسته ( فرزانه ترین افراد) ، یک شکل عادلانه حکومتی است.
افلاطون دموکراسی آتن را بر این اساس رد کرد که چنین دموکراسی هایی جوامعی آنارشیک و بدون وحدت داخلی بودند ، بلکه بیشتر از اینکه به دنبال منافع عمومی باشند ، از انگیزه های شهروندان پیروی می کنند ، دموکراسی ها قادر نیستند به تعداد کافی از شهروندان خود اجازه دهند که صدای خود را بشنوند ، و این چنین دموکراسی هایی معمولاً توسط احمق ها اداره می شدند. افلاطون به دلیل اشتباه گرفتن در هرج و مرج برای آزادی ، به دموکراسی های آتن حمله کرد. فقدان وحدت منسجم در دموکراسی آتن باعث شد افلاطون به این نتیجه برسد که چنین دموکراسی ها صرفاً مجموعه ای از افراد هستند که فضای مشترکی را اشغال می کنند تا نوعی سازمان سیاسی.
به گفته افلاطون ، سایر اشکال حکومت بیش از حد بر فضایل کمتری تمرکز می کنند و از بهترین حالت به بدترین حالت به سایر اشکال تبدیل می شوند ، شروع از تیموکراسی ، که ارزش را بیش از حد ارزیابی می کند ، سپس الیگارشی ، که ثروت را بیش از حد ارزیابی می کند ، و به دنبال آن دموکراسی است. در دموکراسی ، الیگارشی ها یا بازرگانان قادر به استفاده موثر از قدرت خود نیستند و مردم زمام امور را در دست می گیرند ، کسی را انتخاب می کنند که مطابق خواسته های آنها بازی کند (به عنوان مثال ، با برپایی جشنواره های فاخر). با این حال ، دولت به مردم آزادی بیش از حد اعطا می کند ، و دولت به شکل چهارم ، استبداد ، یا حکومت اوباش تبدیل می شود . [35]
جان تی وندرس ، استاد اقتصاد در دانشگاه آیداهو ، می نویسد:
اگر مبنای انتقاد خود را تعریف دموکراسی به عنوان حاکمیت بر اساس اراده اکثریت قرار دهیم ، می تواند پیامدهای قابل پیش بینی این شکل از حکومت را به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال ، Fierlbeck (1998: 12) خاطرنشان كرد كه اكثريت طبقه متوسط در يك كشور ممكن است تصميم بگيرد كه ثروت و منابع را مجدداً در اختيار كشورهايي قرار دهد كه احساس مي كنند قادر به سرمايه گذاري و يا افزايش آنها هستند. البته این فقط نقد زیرمجموعه ای از انواع دموکراسی است که در درجه اول از قانون اکثریت استفاده می شود.
رئیس جمهور آمریكا ، جیمز مدیسون ، كل شماره 10 فدرالیست را به انتقاد شدید از دموكراسی اختصاص داد و پیشنهاد كرد كه جمهوری ها راه حل بسیار بهتری هستند ، و گفت: "... دموكراسی ها تا به حال عینك تلاطم و مشاجره بوده اند ؛ امنیت شخصی یا حقوق مالکیت ؛ و به طور کلی در زندگی آنها کوتاه بوده است همانطور که در مرگشان خشونت داشته اند. " مدیسون پیشنهاد داد که جمهوری ها از دموکراسی ها برتر هستند ، زیرا جمهوری هایی که در برابر استبداد اکثریت محافظت می شوند ، در شماره 10 فدرالیست اظهار داشت : "همان مزیتی که جمهوری نسبت به دموکراسی دارد ، در کنترل اثرات جناح ، بسیار زیاد است جمهوری کوچک ".
پدران بنیانگذار ایالات متحده در نظر گرفته شده برای رسیدگی به این انتقاد تلفیق دموکراسی و جمهوریت . قانون اساسی [36] به قدرت از آنچه که یک اکثریت ساده می توانید انجام محدود می کند. [37]
نظریه ادواری دولت [ ویرایش ]
ماکیاولی این ایده را مطرح کرد که دموکراسی ها تمایل به پاسخگویی به هوی و هوس مردم دارند [38] ، کسانی که برای سرگرمی خود از ایده های دروغین پیروی می کنند ، ذخایر خود را هدر می دهند و تا زمانی که خیلی دیر نشده با تهدیدات بالقوه حکومت خود برخورد نمی کنند.
با این حال تعریف ماکیاولی از دموکراسی باریک تر از تعریف فعلی بود. وی فرض کرد که یک سیستم ترکیبی از دولت که شامل جنبه های هر سه نوع اصلی (سلطنت ، اشراف و دموکراسی) است می تواند این چرخه را بشکند. ادعا می شود که بسیاری از دموکراسی های مدرن که دارای تفکیک قوا هستند ، نماینده این نوع دولت های ترکیبی هستند. با این حال ، در دموکراسی های مدرن ، به دلیل تضعیف تفکیک قوا ، یا فرسایش عملکرد اصلی شاخه های مختلف ، معمولاً هیچ ارتباط مستقیمی با ایده ماکیاولی وجود ندارد. به عنوان مثال ، قوه مجریه مدرن ایالات متحده به تدریج قدرت بیشتری از قوه مقننه به دست آورده و سنا دیگر به عنوان یک ارگان شبه اشرافی عمل نمی کند همانطور که در ابتدا در نظر گرفته شده بود ، زیرا سناتورها اکنون به طور دموکراتیک انتخاب می شوند.[ نیاز به منبع ]
قضیه سیاست سیاسی [ ویرایش ]
برخی سعی کرده اند استدلال کنند که قضیه Coase در بازارهای سیاسی نیز صدق می کند. با این وجود ، دارون آچمو اوغلو شواهدی بر خلاف آن ارائه می دهد و ادعا می کند که قضیه Coase فقط زمانی معتبر است که "قواعد بازی" وجود داشته باشد ، به اصطلاح "" که توسط دولت اجرا می شود. اما وقتی کسی در آنجا نباشد که بتواند قوانین مربوط به خود دولت را اجرا کند ، هیچ راهی وجود ندارد که تضمین کند هزینه های معاملاتی پایین منجر به نتیجه ای کارآمد در دموکراسی ها می شود. [39]
انتقاد از انسجام منطقی دموکراسی [ ویرایش ]
برای چندین قرن ، دانشمندان ناسازگاری رأی گیری را که پارادوکس رأی گیری نیز نامیده می شود ، مطالعه کرده اند. این مطالعات در قضیه عدم امکان Arrow به اوج رسیده است ، که نشان می دهد دموکراسی از نظر منطقی ناسازگار است. این بر اساس معیارهای معینی برای تصمیم گیری دموکراتیک است که ذاتاً متناقض است. چارلز پلات از نظر استعاره مشخصه این وضعیت را داشت :
موضوع با موضوعی آغاز شد که به نظر می رسید یک مشکل جزئی با حاکمیت اکثریت است. برخی گفتند: "این فقط یک کنجکاوی ریاضی است". اما محققان ، که در مورد این سوراخ کوچک کنجکاو و کنجکاو بودند ، و احتمالاً بی ربط آنها را از این امر منصرف نکردند ، در همان حوالی شروع به حفاری در زمین کردند ... غاری غول پیکر که تقریباً همه ایده های ما درباره اقدامات اجتماعی در آن قرار می گیرند. تقریباً هرچیزی که ما می گوییم و / یا هر کس در مورد آنچه جامعه می خواهد یا باید بدست بیاورد ، با ناسازگاری داخلی تهدید می شود. به نظر می رسد که مردم سالها درباره موضوعی صحبت کرده اند که "اصولاً" نمی تواند وجود داشته باشد و اکنون یک تلاش عمده برای دیدن آنچه به طور عینی از گفتگوها باقی مانده است ، لازم است.
- چارلز پلوت (1976) نظریه انتخاب اجتماعی بدیهی ، ص. 511 [40]
گزینه های جایگزین دموکراسی [ ویرایش ]
جیسون برنان ، نویسنده کتاب " علیه دموکراسی" ، نظام دموکراتیک را بی اعتبار می کند و نوع دیگری از دولت را پیشنهاد می کند که به عنوان یک معرفت سالاری شناخته می شود . به جای اینکه به همه حق رأی بدهد ، یک سیستم معرفتی فقط به کسانی که صلاحیت دارند رای می دهد. فقط شهروندان با درک سیاسی نخبه در دولت حرفی برای گفتن دارند. تمام استدلال برنان در ترجیح معرفت سالاری به دموکراسی حول مسئله ناآگاهی رای دهندگان است. برنان معتقد است که عدم آگاهی رای دهندگان در آمریکا یک مشکل اساسی است و به طور کلی ایراد اصلی به دموکراسی ها است.
دین [ ویرایش ]
اسلام [ ویرایش ]
مقاله اصلی: سلفی گری
عمل به اسلام ارتدوکس به شکل سلفی گرایی می تواند با یک سیستم دموکراتیک درگیر شود (اگرچه این ادعا [ توسط چه کسی به شدت مورد اعتراض است ) ] . اصول بنیادین اسلام ، عبارت " توحید " ، ("یگانگی خدا") ، توسط بنیادگرایان می تواند به این معنا باشد که از جمله سایر موارد ، این است که دموکراسی به عنوان یک سیستم سیاسی با مفهوم ادعای عدم تصویب قوانین سازگار نیست توسط خدا نباید شناخته شود. [41]
همچنین به [ ویرایش ] مراجعه کنید
- علیه دموکراسی
- استبداد
- دیدگاه های چینی ها درباره دموکراسی
- حل مساله جمعی
- روشنگری تاریک
- دموکراسی: خدایی که شکست خورد
- عقبگرد دموکراتیک
- نظریه نخبگان
- پایان تاریخ
- اصولگرایی بازار آزاد
- تصمیم گیری گروهی
- تفکر گروهی
- دموکراسی غیر لیبرالی
- سلطنت طلبی
- افسانه رای دهنده منطقی
- نو فئودالیسم
- لیبرال دموکراسی ues مسائل و انتقادات
- اراده عمومی § انتقادات
- استبداد اکثریت
- مشارکت آنلاین
- جنگ سیاسی
- فلسفه سیاسی افلاطون
- پلوتوکراسی
- پسا دموکراسی
- سیاست پس از حقیقت
https://en.wikipedia.org/wiki/Criticism_of_democracy