این سؤالی بسیار عمیق و از قلب مسیر سلوک است.
پاسخ کوتاه این است: بله، اما با دشواری و رنج فراوان.
سالک بیچارهای که در آغاز راه است، این رنج را به عنوان ظلم و مصیبت میبیند. او هنوز در چارچوب ذهن خود گرفتار است و نمیتواند رنج را با لطف یکی بداند. اما رسیدن به اندیشهٔ رضا، به چند عامل کلیدی بستگی دارد:
مسیر رنج و پالایش
جهد و استقامت: سالک برای رسیدن به این اندیشه، باید سالها در مسیر عشق و طلب، پایداری نشان دهد. هر تجربهٔ رنج و درد، به جای شکستن او، مانند آتشی است که فلز وجودش را خالصتر و قویتر میسازد. این یک فرایند تدریجی است، نه یک اتفاق لحظهای.
راهنمایی پیر و مرشد: در این مسیر پرخطر، سالک به یک راهنما (پیر و مرشد) نیاز دارد. پیر به او میآموزد که این رنجها نه از سر بیمهری، بلکه از سر محبت و برای رشد اوست. بدون این راهنما، سالک ممکن است در میانهٔ راه، از سختیها ناامید شود و دست از عشق بکشد.
عنایت الهی: بالاتر از هر تلاشی، رسیدن به مقام رضا یک موهبت الهی است. این مقام، پاداش عشق و اخلاص سالک است. اینکه سالک بتواند به جای اعتراض، در برابر درد تسلیم شود، خود جلوهای از لطف و عنایت معشوق است.
به همین دلیل است که شاعرانی چون خواجو و اوحدی، این رنجها را به زیبایی در اشعار خود به تصویر کشیدهاند. شعر آنها، سند و گواهی است بر اینکه این مسیر گرچه سخت و دردناک است، اما به مقصد میرسد و برخی از سالکان توانستهاند به این مقام والا دست یابند.
آیا تمایل دارید بیشتر در مورد نقش پیر و مرشد در این مسیر صحبت کنیم؟