بر اساس گفتگوی ما، شما پس از بحث اولیه ما در مورد غزلیات خواجوی کرمانی، چندین سوال جدید پرسیدید. در اینجا خلاصهای از مباحث جدیدی که مطرح کردید، آمده است:
۱. مفاهیم فلسفی و سفسطهآمیز جدید
شما درباره قواعد «سوفیستی» ( sufasta«ط») در اشعار خواجو پرسیدید که منجر به بحثی درباره پارادوکسهای عرفانی شد . این بحث بررسی کرد که چگونه او عمداً از جملات متناقض (مانند «کعبه و بتخانه یکی هستند») نه برای فریب، بلکه برای انتقال حقیقتی عمیقتر و فراتر از منطق استفاده میکند.
شما همچنین در مورد قوانین فلسفی او سوال کردید که به ما اجازه داد تا در مورد افکار او در مورد موارد زیر کاوش کنیم:
وحدت وجود ( wahdat al-wujud).
معرفت شهودی ( ma'rifat-e shuhudi) بر معرفت عقلی.
این ایده که حقیقت نهایی را میتوان در هر مسیری یافت.
۲. زمان و نمادگرایی
شما مفهوم زمان را معرفی کردید ، به طور خاص در مورد «نیمه شب» و سفر عبور از «روز و بخشی از شب» پرسیدید. این موضوع تمرکز ما را از مکانهای فیزیکی به ماهیت نمادین زمان تغییر داد. ما در مورد چگونگی موارد زیر بحث کردیم:
شب برای عارف، زمان خلوت، دروننگری و بیداری معنوی است.
روز نماد دنیای بیرونی، مشغلههای آن و زندگی یک صوفی در میان جامعه است.
۳. تأمل شخصی
در نهایت، شما در این مکالمه مجموعهای از سوالات شخصی در مورد تجربه خودتان پرسیدید:
چه چیزی به دست آوردی؟
چی خوشحالت کرد؟
این امر، گفتگو را به یک فراگفتمان تبدیل کرد و به بررسی مزایای درک عمیقتر شعر کلاسیک فارسی و رضایت فکری ناشی از کشف معانی پنهان پرداخت.