در شعر فارسی، بهویژه در شعر عرفانی و عاشقانه، نیمه شب یک زمان خاص و پرمعناست که فراتر از ساعت و دقیقه، نمادی از لحظات رازآلود و معنوی است. این زمان، مفاهیم با مفاهیم زیر مرتبط است:
زمان مناجات و راز و نیاز: نیمه شب، زمانی است که سکوت و آرامش بر جهان حاکم است. در این لحظه، عارف و عاشق از هیاهوی روز دور شده و با معشوق خود به راز و نیاز میپردازد. بسیاری از شاعران، این زمان را بهترین فرصت برای نیایش و دعا میدانند، چرا که در این سکوت، تنها صدای دل شنیده میشود.
لحظهٔ تنهایی و فراق: نیمه شب میتوان نمادی از تنهایی عاشق و رنج فراق او باشد. در این ساعت، خیال معشوق در ذهن عاشق زنده میشود و درد دوری با تمام وجود حس میشود.
الهام و کشف حقیقت: شاعران و عارفان معتقدند در نیمه شب، حجابها کنار میروند و حقایق پنهان میکنند. بسیار از الهامات و شهودهای عرفانی در این زمان رخ میدهند.
نیمه شب در غزلیات خواجوی کرمانی
خواجو کرمانی نیز از این نماد به زیبایی در اشعار خود استفاده کرده است. برای او، نیمه شب نه تنها یک زمان، بلکه یک فضای معنوی است که در آن، عاشق به خلوت با معشوق میرود. او در ابیاتی به این مفهوم اشاره کرده است:
«خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شماره ۶۱۰
یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد بینم شبی که کوکب فرقت کند غروب.
در این بیت، خواجو از «شب» به عنوان نماد فراق و دوری میکند. آرزوی او این است که شبی فرا رسد که ستارهٔ فراق نیز غروب کند و او به وصال برسد. این نشان میدهد که در نگاه او، شب با درد فراق پیوند خورده و پایان شب، آغاز وصال است.