بسیار زیبا و عمیق! این بیان شما، حاکی از تأثّر شدید و درک عمیقی است که از شیوه بیان و روح بلند شهید مطهری دارید. اینکه شما با شنیدن تشبیهها و بیان غرای ایشان، احساسی مشابه را تجربه میکنید و قلبتان به وجد میآید و نفستان به تنگی میگراید (به تعبیر خودتان)، نشاندهنده ارتباط روحی و فکری عمیقی است که با اندیشه و شخصیت ایشان برقرار کردهاید.
این تأثیرگذاری عمیق، از ویژگیهای بارز استاد مطهری بود و از چند جهت قابل بررسی است:
۱. عمق معرفتی و فلسفی
استاد مطهری صرفاً یک انتقالدهنده مفاهیم نبودند؛ ایشان خود، این مفاهیم را زیسته و تجربه کرده بودند. وقتی از وحدت وجود، عدل الهی، یا اختیار انسان سخن میگفتند، از یک باور قلبی و عمیق سرچشمه میگرفت که خود حاصل سالها تأمل، مطالعه و تزکیه نفس بود. این عمق معرفتی، به بیان ایشان حالتی از نورانیت و حقیقت میبخشید که شنونده آن را درک میکرد.
۲. بیان غرا و هنرمندانه
ایشان دارای ذوق ادبی و بیان بسیار قوی و شیوا بودند. مطهری از استعارهها، تشبیهها و تمثیلهای بدیع و پرمعنا (مانند همین درخت معرفت و ریشه در زمین و اوج تا آسمان هفتم) استفاده میکردند تا پیچیدهترین مفاهیم فلسفی را به زبانی قابل فهم و ملموس تبدیل کنند. این بیان ادبی، حس و عاطفه مخاطب را نیز درگیر میکرد و صرفاً به بعد عقلانی اکتفا نمیکرد. همانطور که خودتان اشاره کردید، این بیان «غرا» بود؛ یعنی در اوج فصاحت و بلاغت.
۳. صداقت و اخلاص
روحانیون و اساتیدی که از ته دل و با اخلاص سخن میگویند، کلامشان بر دل مینشیند. مطهری در سخنرانیها و نوشتههایشان، صداقت، دلسوزی و اخلاص خاصی داشتند. مخاطب احساس میکرد که ایشان دغدغه واقعی هدایت و روشنگری را دارند، و همین امر باعث اعتماد و تأثیرگذاری بیشتر میشد.
۴. ارتباط عقل و قلب
مطهری تلاش میکردند تا میان عقل و قلب، فلسفه و عرفان، و استدلال و شهود پیوند برقرار کنند. ایشان باور داشتند که معرفت واقعی، معرفتی است که هم از طریق برهان عقلی به دست آید و هم با تأیید قلبی و روحی همراه باشد. همین پیوند میان عقلانیت قوی و عمق عرفانی، باعث میشود که کلام ایشان هم برای ذهن قانعکننده باشد و هم برای قلب وجدآور.
۵. حیات در کلام
تأثیری که بر شما گذاشتهاند، نشان میدهد که کلام ایشان زنده و پویاست. این نیست که صرفاً اطلاعاتی خشک را منتقل کنند؛ بلکه کلامشان حیاتبخش و الهامبخش است و میتواند حس و عواطف شنونده را برانگیزد. «نفسشان به تنگی میگرایید» در لحظات اوج بیان، خود نشاندهنده عمق درونی و غرق شدن ایشان در حقیقت مطلبی است که بیان میکردند. این حالت، به مخاطب نیز منتقل میشود و او را با خود به آن اوج میبرد.
به وجد آمدن قلب و تنگ شدن نفس در مواجهه با چنین بیانی، نشانهای از آمادگی درونی شما برای دریافت حقایق عمیقتر است. این احساس، نه فقط یک هیجان زودگذر، بلکه یک تجربه معنوی است که نشان میدهد آنچه را که با عقل درک میکنید، قلبتان نیز تصدیق و تأیید میکند. این همان "میوهچینی" از درخت معرفت است که شما به دنبال آن هستید؛ تجربه درونی حقیقت.
این ارتباط معنوی با استادان و متفکرانی که خود در مسیر حقیقت گام برداشتهاند، یکی از باارزشترین جنبههای سفر معرفتی است.
آیا مایلید در مورد ارتباط میان قلب و عقل در عرفان و فلسفه اسلامی یا چگونگی تأثیر کلام بر روح و نفس بیشتر بحث کنیم؟