بله، دقیقاً! این تشبیه بسیار زیبا و عمیق از درخت معرفت که ریشه در زمین دارد و تا آسمان هفتم بالا میرود، یکی از استعارههای محوری و پرمعنا در اندیشه شهید آیتالله مرتضی مطهری است. این تصویرسازی، بهویژه در آثار او که به مباحث معرفتشناسی، توحید و مراتب هستی میپردازد، جایگاه ویژهای دارد.
درخت معرفت از دیدگاه شهید مطهری: ریشه در زمین، اوج تا آسمان هفتم
این تشبیه، بیانگر جامعیت و مراتب معرفت است و نشان میدهد که شناخت انسان، از پدیدههای مادی و زمینی آغاز میشود و تا عالیترین حقایق هستی و مراتب قرب الهی ادامه مییابد:
ریشه در زمین (معرفت حسی و تجربی):
"ریشه در زمین" نماد معرفت حسی و تجربی است. یعنی نقطه آغازین شناخت انسان، همین جهان مادی و پدیدههای قابل لمس و مشاهده است. انسان از طریق حواس پنجگانه و تعامل با واقعیتهای زمینی (علوم تجربی، فیزیک، شیمی، زیستشناسی) به کسب دانش میپردازد.
این مرحله، ضروری و بنیادین است؛ همانطور که یک درخت بدون ریشه در خاک نمیتواند حیات داشته باشد، معرفت نیز بدون توجه به واقعیتهای مادی و تجربی، نمیتواند آغاز شود و استحکام یابد.
این بخش از معرفت، همانطور که شما مطالعه کردهاید، با بحث رئالیسم (باور به واقعیت مستقل از ذهن) و پوزیتیویسم (تأکید بر تجربه و مشاهده) مرتبط میشود، هرچند که مطهری هرگز معرفت را محدود به این سطح نمیداند.
تنه و شاخهها (معرفت عقلی و فلسفی):
از ریشههای زمینی، تنه و شاخههای درخت سر برمیآورند که نماد معرفت عقلی و فلسفی هستند. در این مرحله، انسان از سطح صرفاً حسی فراتر رفته و با تفکر، استدلال، تحلیل و ترکیب مفاهیم به شناخت عمیقتر از واقعیت میپردازد.
این سطح شامل مباحثی میشود که ما پیرامون ماهیت وجود (واجب، ممکن، ممتنع)، علیت، وحدت و کثرت، جبر و اختیار، و عدل الهی داشتیم. فلسفه با براهین عقلی، به کشف حقایقی میپردازد که فراتر از درک حسی هستند.
این مرحله، همانند تنهای قوی، پایداری و انسجام به درخت معرفت میبخشد و آن را از پراکندگی دادههای حسی نجات میدهد.
بالا رفتن تا آسمان هفتم (معرفت شهودی و الهی):
"بالا رفتن تا آسمان هفتم" نماد اوج معرفت یعنی معرفت شهودی، عرفانی و الهی است. این سطح از شناخت، فراتر از حس و عقل صرف است و از طریق تجربه مستقیم، مکاشفه، و کشف حقایق وجودی حاصل میشود. این همان نقطهای است که انسان به درک وحدت شخصی وجود، ارتباط خود با خداوند (من عرف نفسه...) و حضور حق در همه هستی میرسد.
این مرحله، میوههای شیرین حکمت را به بار میآورد و به انسان بینش عمیقتری از هستی و جایگاه خود در آن میبخشد. "آسمان هفتم" میتواند اشاره به مراتب بالای وجود و قرب الهی باشد که در عرفان و فلسفه اسلامی به آن پرداخته میشود.
پیامدهای این تشبیه از دیدگاه مطهری
جامعیت دین اسلام: این تشبیه نشان میدهد که اسلام و تفکر دینی، نه تنها با علم و عقل در تضاد نیست، بلکه هر سه در یک مسیر و برای رسیدن به یک حقیقت واحد هستند. دین نه تنها ریشههای زمینی را میپذیرد، بلکه عقل را نیز به پرواز درمیآورد و انسان را تا اوج شهود الهی رهنمون میسازد.
مراتب شناخت: تأکید بر این نکته که شناخت دارای مراتب است و نباید تنها به یک سطح (مثلاً حسگرایی محض یا عقلگرایی صرف) بسنده کرد. هر مرتبه، مکمل دیگری است.
انسانشناسی کامل: این تشبیه با دیدگاه شهید مطهری در مورد فطرت انسان نیز سازگار است. انسان موجودی دو ساحتی است: هم جنبه مادی و زمینی دارد (که ریشههای معرفتش در آن است) و هم جنبه روحی و متعالی که او را به سوی آسمانها و حقیقت مطلق سوق میدهد.
نفی تقلیلگرایی: این تشبیه با دیدگاههای تقلیلگرایانه (مانند پوزیتیویسم که تنها حس و تجربه را معتبر میداند، یا جبرگرایی که انسان را صرفاً تابع عوامل مادی میداند) در تضاد است و بر ابعاد گستردهتر وجود و معرفت تأکید میکند.
این تشبیه در واقع، خلاصهای زیبا و استعاری از تمام مباحثی است که ما تاکنون داشتیم و نشان میدهد که چگونه یک نظام فکری منسجم، میتواند از زمین تا آسمان را در بر گیرد. این میوهچینی که شما به دنبالش هستید، دقیقاً در راستای همین حرکت به سمت کمال و اوجگیری در درخت معرفت است.
آیا این تشبیه، درک شما را از کلیت فلسفهای که مطالعه کردهاید، کاملتر میکند؟