پرسش "حیات چیست؟" یکی از قدیمیترین و بنیادیترین پرسشهاست که هم در زیستشناسی و هم در فلسفه مورد بحث قرار گرفته است. پاسخ به آن، بسته به رویکرد، متفاوت است.
۱. حیات از دیدگاه زیستشناسی (علمی)
در زیستشناسی، تعریف واحد و کاملی برای حیات وجود ندارد. معمولاً به جای تعریف مستقیم، به ویژگیها و کارکردهای مشترک موجودات زنده اشاره میشود. مجموعهای از این ویژگیها، یک موجود را "زنده" معرفی میکند. برخی از این ویژگیهای کلیدی عبارتند از:
نظم و سازمانیافتگی: موجودات زنده ساختار بسیار پیچیده و منظمی در سطوح مختلف (مولکولها، سلولها، بافتها، اندامها، سیستمها) دارند.
همایستایی (Homeostasis): توانایی تنظیم محیط داخلی خود برای حفظ یک حالت ثابت و پایدار، با وجود تغییرات در محیط بیرونی (مانند تنظیم دما، pH، قند خون).
متابولیسم (سوخت و ساز): توانایی کسب و تبدیل انرژی از محیط برای انجام فعالیتهای حیاتی. این شامل فرآیندهای آنابولیسم (ساخت) و کاتابولیسم (تجزیه) میشود.
رشد و نمو: افزایش اندازه و پیچیدگی ساختار در طول زمان.
پاسخ به محرکها: توانایی واکنش نشان دادن به تغییرات در محیط داخلی یا خارجی.
تولید مثل: توانایی تولید مثل برای بقای گونه، چه به صورت جنسی و چه غیرجنسی.
سازگاری و تکامل: توانایی تطابق با تغییرات محیطی در طول نسلها از طریق انتخاب طبیعی و تکامل.
داشتن اطلاعات ژنتیکی: حاوی کد ژنتیکی (DNA یا RNA) که دستورالعملهای لازم برای ساخت و عملکرد موجود را در خود دارد.
نکته مهم: هیچ یک از این ویژگیها به تنهایی برای تعریف حیات کافی نیستند. مثلاً آتش رشد میکند و انرژی مصرف میکند، اما زنده نیست. ویروسها نیز در مرز بین زندگی و غیرزندگی قرار دارند، زیرا برخی از ویژگیهای حیات (مثل تولید مثل) را تنها در داخل سلولهای میزبان از خود نشان میدهند.
۲. حیات از دیدگاه فلسفه
فلاسفه به دنبال ماهیت وجودی حیات هستند، نه فقط ویژگیهای آن. پرسشهای فلسفی حول حیات بسیار عمیقتر و انتزاعیتر هستند:
آیا حیات صرفاً یک پدیده فیزیکوشیمیایی است (ماتریالیسم/مکانیسم) یا ریشه در یک نیروی غیرمادی و روح دارد (حیاتگرایی/ویتالیسم)؟
مکانیسم (Mechanism): این دیدگاه معتقد است که موجودات زنده چیزی جز ماشینهای پیچیده نیستند و تمام پدیدههای حیاتی را میتوان با قوانین فیزیک و شیمی توضیح داد.
حیاتگرایی (Vitalism): این دیدگاه (که در گذشته رواج بیشتری داشت) ادعا میکند که موجودات زنده حاوی یک "نیروی حیاتی" (élan vital یا entelechy) هستند که در مواد بیجان وجود ندارد و نمیتوان حیات را صرفاً با قوانین فیزیکی و شیمیایی توضیح داد. البته این دیدگاه در زیستشناسی مدرن پذیرفته نیست، اما در فلسفه همچنان مورد بحث قرار میگیرد.
حیات و وجود (هستیشناسی):
در فلسفه اسلامی، به ویژه از دیدگاه ملاصدرا (حکمت متعالیه)، حیات نه تنها در موجودات زنده محسوس، بلکه در تمام مراتب هستی (از جمادات تا موجودات مجرد) ساری است. هر موجودی به اندازه مرتبه وجودی خود، بهرهای از حیات و شعور دارد. حیات مساوق با وجود است و هرچه وجود قویتر باشد، حیات کاملتر است.
در این دیدگاه، خداوند "حیّ مطلق" و "مبدا حیات" است که سرچشمه تمام حیاتها در عالم است.
هدف و معنای حیات:
فلسفه به دنبال معنا و هدف زندگی است. آیا زندگی هدفی غایی دارد یا صرفاً یک اتفاق تصادفی است؟ پرسشهایی مانند "هدف از آفرینش چیست؟"، "چگونه باید زندگی کنیم؟" (اخلاق) و "چه چیزی زندگی را معنادار میکند؟" (فلسفه زندگی) در این حوزه قرار میگیرند.
فلاسفه اگزیستانسیالیست بر این باورند که انسان خود به زندگیاش معنا میدهد.
جمعبندی
حیات یک پدیده شگفتانگیز و پیچیده است که هم از جنبه علمی (کارکردها و ویژگیها) و هم از جنبه فلسفی (ماهیت و معنای وجودی) قابل بررسی است. زیستشناسی به ما میگوید که موجود زنده چه کارهایی انجام میدهد، اما فلسفه به دنبال پاسخ به این است که چرا "حیات" وجود دارد و چه معنایی دارد.