"کمرم شکست" یک عبارت عامیانه و کنایی در زبان فارسی است که برای بیان نهایت سختی، فشار، ناتوانی، و احساس خرد شدن زیر بار مشکلات استفاده میشود. این جمله معمولاً به معنای واقعی شکستن کمر نیست، بلکه بیانگر شکست روحی و روانی فرد در برابر مصائب است.
معانی و کاربردهای "کمرم شکست"
این عبارت معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که فرد:
زیر بار مشکلات و سختیهای زندگی است:
- وقتی فشار مالی، مشکلات خانوادگی، یا سختیهای کاری به حدی زیاد شده که فرد دیگر توان تحمل و مقاومت ندارد.
- مثال: "با از دست دادن کارم و این همه قسط، کمرم شکست."
دچار ناامیدی شدید و درماندگی شده است:
- زمانی که فرد احساس میکند دیگر هیچ راه چارهای ندارد و توانایی مقابله با شرایط را از دست داده است.
- مثال: "خبر بیماری بچهام را که شنیدم، حس کردم کمرم شکست."
به دلیل از دست دادن یک تکیهگاه مهم است:
- وقتی فردی عزیز، شغل، یا موقعیت مهمی را از دست میدهد که در زندگیاش نقش ستون و تکیهگاه را داشته است.
- مثال: "بعد از فوت پدرم، کمرم شکست."
احساس میکند توانایی ادامه دادن ندارد:
- این عبارت بیانگر اوج خستگی، فرسودگی و ناتوانی در ادامه مسیر زندگی یا مواجهه با چالشهاست.
مفهوم کنایی "کمر"
در این عبارت، "کمر" نمادی از استحکام، توان، ایستادگی و قدرت تحمل است. شکستن کمر در اینجا به معنای از دست دادن این تواناییهای حیاتی و فروریختن در برابر فشارهاست. این یک تصویرسازی قدرتمند از حالتی است که فرد دیگر نمیتواند راست قامت بایستد و بار زندگی را به دوش بکشد.
عبارتهای مشابه:
- طاقتم طاق شد
- دیگر توان ندارم
- بریدم
- به آخر خط رسیدهام
به طور خلاصه، "کمرم شکست" بیانگر شدیدترین حالت خستگی روحی، فشار و درماندگی است که فرد در مواجهه با مشکلات زندگی تجربه میکند.
اگر شما هم چنین احساسی دارید، به یاد داشته باشید که تنها نیستید و صحبت کردن درباره احساساتتان میتواند کمککننده باشد.