درمان اضطراب
بررسی شده توسط کارکنان روانشناسی امروز
برخی از اضطراب ها بخشی از هزینه پذیرش بشریت است. از آنجایی که دلیل وجودی متمایز آن پیش بینی نتایج بد است، می تواند محرک مفیدی برای آماده سازی یا تمرین قبل از یک رویداد مهم باشد تا احتمال اینکه همه چیز آنطور که می خواهید پیش برود را افزایش دهد. از بین بردن اضطراب به طور کلی هدف مطلوبی نیست. یافتن راههای کارآمد برای مدیریت اضطراب و جلوگیری از تداخل آن با زندگی، مهارتی است که همه باید داشته باشند. اضطرابی که زندگی ذهنی شما را تحت تأثیر قرار می دهد یا فعالیت های عادی شما را محدود می کند، توجه جدی را می طلبد.
در این صفحه
- چه زمانی اضطراب نیاز به درمان دارد؟
- آیا هیچ وقت اضطراب خود به خود از بین می رود؟
- گزینه های درمانی برای اضطراب چیست؟
- اگر اضطراب درمان نشود چه اتفاقی می افتد؟
- خط اول درمان اضطراب چیست؟
- روان درمانی چه می کند؟
- دارو چه می کند؟
- چه نوع دارویی برای درمان اضطراب استفاده می شود؟
- داروهای ضد اضطراب چگونه عمل می کنند؟
- چگونه بفهمم کدام درمان برای من بهترین است؟
- آیا اسکن مغز در تعیین درمان مفید است؟
- چه مدت طول می کشد تا درمان شروع به کار کند؟
- نشانه هایی که درمان موثر است چیست؟
- چه مدت به درمان نیاز خواهد بود؟
- آیا راه هایی برای کاهش اضطراب به طور طبیعی وجود دارد؟
- بهترین راه برای کمک به کسی که اضطراب دارد چیست؟
- آیا ورزش کمکی می کند؟
- آیا می توان اضطراب را درمان کرد؟
چه زمانی اضطراب نیاز به درمان دارد؟
مانند هر اختلال دیگری، اضطراب زمانی نیاز به درمان دارد که، از طریق فراوانی یا شدت، یا هر دو، نگرانی در عملکرد اختلال ایجاد کند. اضطراب واکنش ناسازگارانه اجتناب از موقعیت های ناراحت کننده را تشویق می کندمحدود کردن تجربه و اغلب لذت بردن از زندگی. نگرانی ها می توانند زمان زیادی را در روز و شب صرف کنند، تمرکز را مختل کنند، از خواب جلوگیری کنند و فقط درد و رنج همه جانبه را ایجاد کنند. و مانند بسیاری دیگر از اختلالات سلامت روان، اضطراب منزوی کننده است و از تماسی که با احساس تهدید فراگیر اضطراب مقابله می کند، ممانعت می کند. اضطراب به عنوان مشغلهای با برخی پیامدهای بد تصور شده در آینده، افراد را از لذت بردن از زمان حال و شاید ظالمانهتر از یافتن راهحلی برای هر مشکلی که منشأ نگرانی است باز میدارد - در حالی که در واقع، آزاد کردن فضای ذهنی برای شرکت در فعالیتهای فوری است. به احتمال زیاد باعث ایجاد شرایط برای رفع نگرانی، یکی از اهداف اصلی درمان می شود.
و با این حال، تعداد شگفت انگیزی از مبتلایان از درمان اجتناب می کنند . آنها اغلب بسیاری از علائم فیزیکی اضطراب را با اثبات یک اختلال جسمانی اشتباه می گیرند و به دنبال تشخیص چیزی هستند که معتقدند یک نقص پنهان است. یا ممکن است احساس کنند که به تنهایی می توانند نگرانی خود را کنترل کنند، کنترلی که معمولاً دور از دسترس است. در یک مطالعه بزرگ، به سختی 20 درصد از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به دنبال کمک حرفه ای بودند.
آیا هیچ وقت اضطراب خود به خود از بین می رود؟
اضطراب یک حالت روحی محافظتی عمیقاً ریشهدار است که برای بقای افراد و گونهها ضروری است. بنابراین مقداری اضطراب ضروری است. متأسفانه، مسیرهای عصبی اضطراب به بیش فعالی و بدترین سناریوهای خطر احتمالی پیش رو داده می شود که در تخیل، توجه فرمانده دیده می شود. اضطراب به طور طبیعی به خودی خود از بین می رود و از بین می رود، اما در غیاب مهارت های مدیریت نگرانی - و به ویژه اجزای جسمی نگران کننده اضطراب - می تواند دست بالا را بگیرد. با توجه به سیر متغیر طبیعی اضطراب، ممکن است دورههایی وجود داشته باشد که علائم دیگر معیارهای تشخیصی اختلال را برآورده نکنند، اما علائم باقیمانده همچنان محتمل است و احتمال عود نیز وجود دارد. وقتی اضطراب شما از بین نمی رود، کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام دهید.
گزینه های درمانی برای اضطراب چیست؟
همه بیماران باید در مورد ماهیت اختلال خود و عواملی که باعث آن می شود، آموزش ببینند. فراتر از این اطلاعات اولیه (آموزش روانی)، سه رویکرد مبتنی بر شواهد برای اختلالات اضطرابی وجود دارد. اولین مورد روان درمانی است که رایج ترین آن درمان شناختی رفتاری است، که برای اضطراب عمومی، اضطراب اجتماعی و هراس مفید است، شرایط اضطرابی که اکثر بیماران برای آن به دنبال کمک بالینی هستند. فوبی ها از جمله آگورافوبیا به نوعی از درمان رفتاری به نام مواجهه درمانی پاسخ می دهند. هدف روان درمانی ریشه کن کردن اضطراب نیست - که نه ممکن است و نه مطلوب - بلکه ابزارهایی برای آرام کردن برانگیختگی فیزیکی، اصلاح تحریفات شناختی و کاهش اجتناب از آنچه از آن می ترسید، فراهم می کند. با این حال، درمان به زمان نیاز دارد و ناراحتی ناشی از اضطراب می تواند آنقدر حاد باشد که بسیاری از بیماران به دنبال تسکین فوری هستند.
معمولاً دارو به تنهایی یا همراه با روان درمانی تجویز می شود، اگرچه همه داروهایی که برای درمان اضطراب استفاده می شوند تسکین فوری ندارند. رایج ترین داروهای تجویز شده، SSRIs (مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین)، ممکن است چندین هفته طول بکشد تا اثر قابل توجهی داشته باشند. بنزودیازپین ها نیز به طور گسترده تجویز می شوند، و در حالی که به سرعت عمل می کنند، به طور گسترده ای آرام بخش هستند. علاوه بر این، آنها خطر وابستگی را به همراه دارند. رویکردهای به اصطلاح سبک زندگی، مانند رژیمهای ورزشی ، تکنیکهای تنفسی، و تمرینهای تمرکز حواس نیز رویکردهای مهمی برای اضطراب هستند که بهعنوان اقدامات مستقل یا کمکی به درمانهای دیگر تجویز میشوند.
اگر اضطراب درمان نشود چه اتفاقی می افتد؟
در صورت عدم درمان، بیماری روانی به طور کلی، و اضطراب به طور خاص، می تواند در شدت علائم پیشرفت کند و به طور قابل توجهی زندگی افراد را محدود کند. اضطراب درمان نشده می تواند منجر به حملات پانیک شود، که نه تنها به خودی خود وحشتناک هستند، بلکه به شدت ناراحت کننده هستند که به شدت رفتارهای آینده را شکل می دهند. آنها افراد را وادار می کنند که از ترس یک حمله شدید دیگر، فعالیت خود را کاهش دهند و مقدار زیادی از زندگی ذهنی خود را صرف طرح ریزی نیاز احتمالی برای فرار از مکان هایی کنند که باعث می شود احساس ناامنی کنند. علاوه بر این، اضطراب درمان نشده خطر ابتلا به افسردگی همراه را ایجاد می کند. مطالعات نشان می دهد که در طول زندگی، 64 درصد از مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر دچار افسردگی شدید می شوند.
از آنجایی که اضطراب در بسیاری از مسیرهای عصبی مشابه درد مشترک است و معمولاً با آن بروز می کند، اضطراب درک درد را تشدید می کند و خطر ناتوانی ناشی از آن را افزایش می دهد. علاوه بر این، اضطراب پاسخ استرس را فعال میکند و هورمونهای استرس مکرراً بدن و مغز را تحت تأثیر قرار میدهند که بهویژه به دلیل اثرات سمی روی هیپوکامپ منجر به مشکلات حافظه میشود . اضطراب معمولاً با خواب تداخل می کند و از طریق بی خوابی مزمن، اضطراب درمان نشده می تواند سیستم متابولیسم بدن را تضعیف کند و خطر ابتلا به دیابت را افزایش دهد. اختلال در عملکرد سیستم ایمنی؛ و به طور مزمن فشار خون را بالا می برد.
اما هزینه اضطراب درمان نشده بر کیفیت زندگی و روابط ممکن است از همه بیشتر باشد. اضطراب افراد را تشویق میکند تا از موقعیتها و تجربیاتی که باعث ایجاد احساسات جسمی ناراحتکننده آن میشود دوری کنند و احساس خطر (به اشتباه) را تقویت کنند. زندگی افراد را کوچک می کند - یکی از دلایلی که اغلب منجر به افسردگی می شود - و به ویژه می تواند تجربیات مهم رشدی را از کودکان بگیرد.
در بزرگسالان، اضطراب یکی از دلایل رایج مصرف و سوء مصرف مواد است. مطالعات نشان می دهد که یک چهارم افراد مبتلا به اضطراب از وضعیت سلامت روانی خود آگاه نیستند. الکل یا سایر مواد می توانند علائم ناراحت کننده را پنهان کنند. با گذشت زمان، اضطراب هم بر سلامت روان و هم بر سلامت جسمی تأثیر میگذارد و عملکرد را به اندازه رنج یک بیماری فیزیکی مزمن مانند نارسایی احتقانی قلب مختل میکند.
خط اول درمان اضطراب چیست؟
درمان شناختی رفتاری به عنوان یک درمان ضروری برای اضطراب در نظر گرفته می شود و مطالعات نشان می دهد که حداقل به اندازه دارو موثر است. متأسفانه، بسیاری از افراد ممکن است نتوانند بدون تسکین علائمی که توسط دارو ارائه می شود، روی درمان تمرکز کنند. به همین دلیل، روان درمانی اغلب همراه با دارو استفاده می شود. یکی از ارزش های اصلی درمان این است که به افراد کمک می کند تا محرک های اضطراب خود را شناسایی کنند که اولین گام مهم در یادگیری مهارت مدیریت اضطراب در طول زندگی است. از سوی دیگر، داروها تنها تا زمانی که مصرف شوند تسکین میدهند. در حالی که آنها خطر عوارض جانبی را به همراه دارند، رایج ترین داروهای توصیه شده، SSRI ها، فوراً تأثیر نمی گذارند و در حدود یک سوم بیماران اصلاً تأثیر نمی گذارند - و فقط در یک سوم دیگر به طور متوسط.
یکی از پارادوکسهای اضطراب این است که این وضعیت علائم بدنی ایجاد میکند که حداقل بسیار ناخوشایند هستند، اما بسیاری از افراد اصلاً به دنبال درمان نیستند . بسیاری از کسانی که به دنبال درمان هستند، از دکتری به دکتر دیگر مراجعه میکنند و بیهوده برای تشخیص چیزی که فکر میکنند باید یک اختلال فیزیکی باشد، جستجو میکنند.
روان درمانی چه می کند؟
آزمایششدهترین روش درمانی برای اضطراب ، درمان شناختی رفتاری است ، یک رویکرد کوتاهمدت مبتنی بر مهارت، که چندین جنبه از اضطراب را به طور همزمان هدف قرار میدهد – فرآیندهای شناختی که منجر به نگرانی بیپایان میشود. علائم جسمی ناراحت کننده مانند هوشیاری بیش از حد، ضربان قلب، و پرش عمومی؛ و پیامدهای رفتاری اضطراب، مانند اجتناب از چیزی که از آن میترسند، که باعث کوچک شدن زندگی و سلب لذت از آن میشود.
CBT مهارتهایی را برای کاهش بیشانگیختگی در سطح بدن، مانند تنفس دیافراگمی و آرامش پیشرونده عضلانی، آموزش میدهد. در قلب خود، CBT افکار تحریف شده را هدف قرار می دهد، مانند انتظار پیامدهای فاجعه بار برای رویدادهای آینده، به این دلیل که افکار ناسازگار زیربنای احساسات و رفتار ناسازگار است . به بیماران آموزش داده می شود، برای مثال، به جای اینکه آنها را به صورت واقعی بپذیرند، شواهد را برای افکار خودکار خود بررسی کرده و به چالش بکشند. آنها یاد می گیرند که تفکر همه یا هیچ را شناسایی کنند (مانند "اگر وارد کالج A نشوم، زندگی من خراب می شود")، نتیجه گیری سریع، فاجعه سازی از ذرات کوچک شواهد، نادیده گرفتن یا نادیده گرفتن شواهد مثبت، و سایر تحریفات فکری که ذهن را به سمت منفی متمایل می کند.
دارو چه می کند؟
اضطراب حالتی از برانگیختگی ذهنی و جسمی است که با هوشیاری بیش از حد، ناتوانی در تمرکز و بی قراری عمومی و سایر علائم ظاهر می شود. هیچ نوع خاصی از عامل برای رفع اضطراب وجود ندارد، زیرا این وضعیت پیچیده است و بسیاری از سیستم های مغز و بدن را درگیر می کند. در واقع، ماهیت اضطراب و مدارهای مغزی که از آن استفاده میکند هنوز بسیار تحت بررسی علمی فعال است. با این وجود، انواع مختلفی از داروها برای درمان اضطراب استفاده می شود. به طور کلی هدف دارو آرام کردن سیستم عصبی است. اغلب، از دارو برای کمک به کاهش سطح اضطراب به اندازه کافی استفاده می شود تا بیماران بتوانند توجه خود را بر روی آن متمرکز کنند و از مزایای درمان شناختی رفتاری بهره مند شوند. ممکن است آزمایش بیش از یک دارو برای یافتن بهترین داروی کاهش اضطراب برای هر بیمار نیاز باشد.
چه نوع دارویی برای درمان اضطراب استفاده می شود؟
انواع مختلفی از داروهای ضد اضطراب وجود دارد که پزشکان برای کمک به بیماران در اختیار دارند. اولین داروهایی که وارد عرصه ضد اضطراب شدند، بنزودیازپینهای لیبریوم (کلردیازپوکساید) و والیوم (دیازپام) بودند، در اوایل دهه 1960، که بعداً با عواملی مانند زاناکس (آلپرازولام)، آتیوان (لورازپام)، و کلونوپین (کلونازپام) همراه شدند. . همه آنها آرام بخش هستند و اثر آرام بخشی کلی بر ذهن و بدن دارند. آنها به سرعت عمل می کنند و می توانند اضطراب حاد حملات پانیک را تسکین دهند. اما آنها همچنین می توانند وابستگی ایجاد کنند، و اگرچه امروزه هنوز در استفاده گسترده هستند، اما برای استفاده کوتاه مدت بهترین در نظر گرفته می شوند.
گروه دیگری از داروها که در دهه 1960 تولید شدند، به اصطلاح مسدود کننده های بتا مانند پروپرانولول هستند که شاید برای درمان ریتم های غیر طبیعی قلب شناخته شده باشند. اگرچه آنها به طور رسمی برای استفاده در اختلالات اضطرابی تایید نشده اند، اما تحقیقات قابل توجهی وجود دارد که از استفاده از آنها در صورت لزوم برای کمک به افرادی که از اضطراب اجرا رنج می برند برای عبور از ترس صحنه حمایت می کند، و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد عملکرد نوازندگان را هنگامی که قبل از اجرا گرفته می شود بهبود می بخشد.
محبوب ترین داروهای ضد اضطرابی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند، SSRI ها (مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین) هستند که برای اولین بار با پروزاک (فلوکستین) در سال 1988 معرفی شدند، و خواهر و برادر آنها، SNRI ها (مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین و نورآدرنالین). به طور کلی به عنوان داروهای ضد افسردگی در نظر گرفته می شوند، آنها همچنین به تسکین طیف گسترده ای از اضطراب و اختلالات مرتبط با اضطراب کمک می کنند.از جمله اضطراب فراگیر، اختلال هراس، فوبیا، اختلال وسواس فکری-اجباری و PTSD. مشخص نیست که چرا آنها علیه اضطراب کار می کنند، اما اضطراب و افسردگی هر دو شامل بسیاری از مسیرهای عصبی مشابه در مغز می شوند. آنها اغلب همراه با روان درمانی استفاده می شوند. به طور معمول، در صورتی که بیمار به SSRI پاسخ ندهد، از SNRI استفاده می شود. این موضوع بحثهای قابلتوجهی است، اما اعتقاد بر این است که بسیاری از پاسخها به SSRI ها به دلیل اثر دارونما است.
داروهای ضد اضطراب چگونه عمل می کنند؟
هیچ مسیر یا مکانیسمی وجود ندارد که داروهای ضد اضطراب توسط آن کار کنند. هر گروه از عوامل شیمیایی مرتبط با برخی از ویژگی های اضطراب رویکرد متفاوتی دارند. به عنوان مثال، بنزودیازپینها داروهای آرامبخشی هستند که بر کل بدن تأثیر میگذارند، باعث آرامش و کاهش تنش عضلانی میشوند، به همین دلیل است که آنها اغلب قبل از عمل جراحی تجویز میشوند. بنزودیازپین ها باعث افزایش سطح GABA (گاما آمینوبوتیریک اسید) می شوند.، یک انتقال دهنده عصبی که به طور گسترده در مغز توزیع می شود و ترمز شلیک نورون ها را ایجاد می کند. به طور کلی سیستم عصبی را تضعیف می کند. از آنجا که آنها به سرعت عمل می کنند اما می توانند وابستگی ایجاد کنند، گاهی اوقات در هفته های اولیه درمان اضطراب استفاده می شوند، تا زمانی که سایر عوامل به اثر خود دست یابند و پس از آن استفاده از آنها کاهش می یابد. بنزودیازپین ها به عنوان مضعف کننده های سیستم عصبی مرکزی می توانند عملکردهای رانندگی و شناختی مانند حافظه را مختل کنند.
بتا بلاکرها به این دلیل نامیده می شوند که گروهی از گیرنده های انتقال دهنده های عصبی اپی نفرین (آدرنالین) و نوراپی نفرین (نورآدرنالین) را که واسطه واکنش پرواز یا مبارزه هستند را مسدود می کنند. این عوامل علائم مزاحم عملکرد مانند ضربان قلب، تنفس سریع، تعریق و لرزش را کنترل می کنند و زمانی که کمی قبل از اجرا مصرف شوند می توانند مفید باشند.
SSRI ها (مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین) گیرنده های انتقال دهنده عصبی سروتونین را هدف قرار می دهند، در حالی که خواهر و برادر آنها SNRI گیرنده های سروتونین و نوراپی نفرین (نورآدرنالین) را هدف قرار می دهند. آنها بازجذب انتقال دهنده های عصبی را در اتصالات سلول عصبی مسدود می کنند و سطح انتقال دهنده های عصبی را برای تسهیل انتقال تکانه های عصبی افزایش می دهند. سروتونین در خلق و خو نقش دارد، در حالی که نوراپی نفرین واسطه پاسخ استرس، یکی از اجزای اضطراب است.
در حالی که هر دو دارو به طور معمول در دوزهای بالاتر در اضطراب نسبت به افسردگی استفاده می شوند، آنها در دوزهای پایین شروع می شوند و ممکن است چهار تا شش هفته طول بکشد تا به حداکثر تأثیر برسند. تصور می شود که اثر نهایی آنها ایجاد انعطاف پذیری عصبی در مغز، تحریک رشد نورون های جدید است که زمینه ساز افزایش انعطاف پذیری رفتاری هستند . از رایج ترین SNRIS های مورد استفاده برای اضطراب می توان به افکسور (ونلافاکسین) و سیمبالتا (دولوکستین) اشاره کرد.
چگونه بفهمم کدام درمان برای من بهترین است؟
درمان اضطراب هم یک هنر و هم یک علم است، تا حد زیادی بستگی به این دارد که کدام یک از علائم اضطراب در هر فرد مبتلا برجستهترین و نگرانکنندهتر است. در بسیاری از بیماران، اضطراب با افسردگی همراه است، تشخیصی که مجدداً استفاده از بنزودیازپین ها و SSRI ها یا SNRI ها را کاهش می دهد. علاوه بر این، انتخاب دارو تحت تأثیر مشخصات عوارض جانبی آن، تداخلات احتمالی با سایر داروهایی که فرد ممکن است مصرف کند و وضعیت سلامت عمومی دارد.
به دلیل متغیرهای زیادی که پزشکان باید در تصمیم گیری در مورد یک دارو و اندازه گیری اثربخشی آن در هر فردی بسنجید، باید درجاتی از آزمون و خطا را انتظار داشت. روانپزشکان بالینی که در درمان اختلالات اضطرابی بسیار باتجربه هستند، درک کلی از اینکه کدام علائم و کدام دسته از علائم ممکن است به کدام داروها پاسخ دهند، دارند. با این حال، در اغلب موارد، آزمایش یک یا چند عامل برای یافتن مؤثرترین یا ترکیبی از داروها و مؤثرترین دوز با کمترین یا قابل تحمل ترین عوارض جانبی نیاز است.
آیا اسکن مغز در تعیین درمان مفید است؟
اسکن های مغزی در تحقیقات برای شناسایی مناطق مغزی که کلید پردازش محرک های عاطفی و مدارهای ارتباط عصبی هستند که در اضطراب عملکرد نادرست دارند، بسیار مفید بوده است. این اطلاعات به محققان کمک می کند تا نحوه عملکرد و اثربخشی داروها را در توسعه ارزیابی کنند. همچنین در مطالعات اثربخشی روان درمانی، برای ارزیابی عملکرد مغز قبل و بعد از درمان استفاده می شود.
اما تصویربرداری عصبی در درجه اول یک ابزار تشخیصی و تحقیقاتی و در عین حال پرهزینه است. و در حالی که به شناسایی مدارهای عصبی درگیر در خوشههای مشخصی از علائم اضطراب کمک میکند، و به ویژه در تشخیص نحوه پردازش مغز اضطراب در مقابل ترس - اطلاعاتی که محققان را قادر میسازد تا اهداف امیدوارکننده برای مداخله دارویی را شناسایی کنند - چنین استفادهای در قلمرو تحقیقاتی بسیار است. به طور کلی، اسکن هنوز ویژگی یا کاربرد کافی برای شخصی سازی درمان ارائه نمی دهد.
چه مدت طول می کشد تا درمان شروع به کار کند؟
داروهای بنزودیازپین که برای اضطراب عمومی و هراس تجویز می شوند، می توانند تقریباً بلافاصله – در عرض یک ساعت، اثر آرام بخش قابل توجهی ایجاد کنند. اما به دلیل توانایی آنها در ایجاد وابستگی، آنها در درجه اول برای استفاده کوتاه مدت توصیه می شوند، گاهی اوقات همراه با SSRI ها قبل از شروع اثرات آنها.
بتا بلوکرها نیز تقریباً بلافاصله در برابر علائم فیزیکی اضطراب عمل می کنند و معمولاً درست قبل از سخنرانی یا اجرا برای مهار ترس از صحنه یا اضطراب اجرا مصرف می شوند.
برای داروهایی با اثر طولانیتر، بسته به اینکه چه دارویی استفاده میشود، دو هفته یا بیشتر طول میکشد تا از اضطراب و شش هفته یا بیشتر احساس آرامش کنید.
SSRI ها و SNRI ها به سرعت بر سطوح انتقال دهنده های عصبی تأثیر می گذارند، اگرچه این اثرات مستقیماً مسئول بهبود علائم نیستند، که زمان می برد. این عوامل معمولاً چندین هفته طول می کشد تا علائم اضطراب را کاهش دهند و چندین هفته بیشتر طول می کشد تا حداکثر تأثیر را اعمال کنند. تحقیقات نشان می دهد که زمان لازم برای رشد نورون ها و سیم کشی مجدد مغز است .
نشانه هایی که درمان موثر است چیست؟
اولین نشانه های تسکین ممکن است تعدیل علائم فیزیکی اضطراب، مانند کاهش تنش عضلانی و سردرد باشد. با این حال، این احتمال وجود دارد که علائمی مانند سرگیجه در یکی دو هفته اول افزایش یابد. با استفاده از بنزودیازپین ها، افراد ممکن است کاهش سریع نگرانی یا نشخوار فکری در مورد پیامدهای نامطلوب احتمالی پیش رو را نیز تجربه کنند. تسکین اضطراب معمولاً بیش از چند ساعت طول نمی کشد.
برای افرادی که از داروهای SSRI برای اضطراب استفاده می کنند، ممکن است بیش از یک ماه طول بکشد تا تأثیرات ایجاد شود، اما کسانی که پاسخ می دهند اغلب گزارش می دهند که افکار مضطرب آنها اصرار کمتری دارد و می توانند با روان درمانی درگیر شوند. مطالعات نشان می دهد که 40 تا 60 درصد از بیماران تحت درمان با داروهای ضد افسردگی طی 6 تا 8 هفته بهبود علائم را تجربه می کنند.
چه مدت به درمان نیاز خواهد بود؟
استانداردهای مراقبتی مشخص می کنند که هنگامی که بیماران کاهش علائم اضطراب را با SSRI یا SNRIs تجربه کردند، درمان باید حداقل برای شش ماه ادامه یابد. بر خلاف استفاده از روان درمانی، که در آن سود برای ماه ها و حتی سال ها پس از پایان درمان حفظ می شود، بیماران معمولاً بلافاصله پس از قطع دارو عود می کنند. مطالعات پیشگیری از عود، که در آن بیماران بهطور تصادفی برای دریافت دارویی که قبلاً به آن پاسخ دادهاند یا دارونما اختصاص داده میشوند، مزیت قابلتوجهی را برای ادامه مصرف داروی فعال نشان میدهند. بر اساس چنین مطالعاتی و تجربیات بالینی گسترده و همچنین ماهیت مزمن اختلالات اضطرابی، متخصصان توصیه می کنند که درمان دارویی برای 12 ماه یا بیشتر پس از بهبودی ادامه یابد، اگرچه مطالعات کمی در مورد درمان طولانی مدت اضطراب وجود دارد. وقتی داروها قطع می شوند،
آیا راه هایی برای کاهش اضطراب به طور طبیعی وجود دارد؟
سه راه فوق العاده موثر برای تعدیل اضطراب بدون استفاده از دارو وجود دارد. همه تغییرات ساده در سبک زندگی هستند. اولین و در دسترس ترین آن تنفس عمیق یا به اصطلاح تنفس شکمی است. این کار را می توان در هر زمان و هر مکان انجام داد و به هیچ نوع تجهیزات خاصی نیاز ندارد. کشیدن نفس های عمیق که ریه ها را پر می کند و سپس بازدم به آرامی از طریق لب های فشرده، عصب پاراسمپاتیک را تحریک می کند و مستقیماً با پاسخ استرس مقابله می کند و حالت آرامش را القا می کند. ضربان قلب کند می شود، فشار خون کاهش می یابد، ماهیچه ها تنش را آزاد می کنند.
فعالیت بدنی یکی دیگر از پادزهرهای بسیار موثر برای اضطراب است. این یک تعدادی از اثرات مستقیم و غیر مستقیم در برابر اضطراب است. این عصب پلاستیسیته را تحریک می کند، که در نهایت انعطاف پذیری رفتاری و مسیرهای خارج از نشخوار فکری و نگرانی را باز می گرداند. همچنین با اجزای فیزیکی اضطراب مقابله می کند، تنش عضلانی را کاهش می دهد و اثرات استرس را از بین می برد. حداقل 30 دقیقه پیاده روی سه بار در هفته، لوب های پیشانی مغز را فعال می کند و کنترل اجرایی روی آمیگدال و واکنش بیش از حد به تهدیدات واقعی یا درک شده را بازیابی می کند. و در حالی که ورزش مانع از نگرانی است، مهمترین مزیت روانشناختی آن ممکن است این باشد که حس کنترل را در شرایطی که خارج از کنترل احساس می شود، باز می گرداند.
سومین پادزهر طبیعی برای اضطراب، ارزش همراهی است. تماس فیزیکی حس ایمنی را بازیابی می کند و با احساس تهدید که مشخصه اضطراب است مقابله می کند. نه کم، بازی نقطه مقابل اضطراب است. هر فعالیتی که شامل بازی باشد – اعم از پرتاب کردن توپ با بچهها یا دوستان، شرکت در بازیهای رومیزی با شریک زندگی، یا انجام جدول کلمات متقاطع توسط خود فرد باعث آرامش میشود.
بهترین راه برای کمک به کسی که اضطراب دارد چیست؟
بیایید واضح بگوییم: گفتن "نگران نباش" هرگز برای کسی که اضطراب دارد، که مغزش به سادگی نمی تواند نگرانی را خاموش کند مفید نیست. بهترین راه برای کمک به فردی که مضطرب است این است که او را برای درمان نزد یک درمانگر ببرید. گام مهم دیگر حمایت از فعالیت بدنی منظم است. این یکی از موثرترین درمانها برای اضطراب است، اما شواهدی وجود دارد که نشان مید%u0