<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشت</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com</link>
<description>این مجموعه یادداشت های من است</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 22 Aug 2026 00:51:15 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تجلّیِ نام‌ها در نخستین لحظه‌های ترنم</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9013</link>
<description>### تجلّیِ نام‌ها در نخستین لحظه‌های ترنم در نخستین لحظه‌های آمدنت نام‌های حق شکفت اندر تنت چون نفس آمد به لب‌های لطیفت بانگِ **یا حیّ** آمد از جانِ شریفت چون گشودندت به روی این جهان چشمِ تو شد آینه‌دارِ **یا نور**، جان در نگاهِ اوّلینت، ای نگار جلوه کرد اسمِ **بصیر** و **آشکار** چون به پستانِ مادر لب زدی رازِ **رزّاق** از لبِ او بشنیدی شیرِ مادر، چشمه‌ای از لطفِ اوست نامِ **رزّاق** است کاین‌جا گفت‌وگوست گرمیِ آغوشِ مادر در شبِ سرد جلوهٔ **رحمان** بود،</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 00:51:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9013</guid>
</item>
<item>
<title>ترانهٔ نخستین؛ شکوهِ آغاز</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9012</link>
<description>با توجه به عمیق بودنِ این لحظات و پیوند میان «اولین‌ها» و «هستی»، این مثنوی در ۳۰ بیت، با همان لحن عرفانی، آهنگین و با تمرکز بر تلاقیِ تجربهٔ جسمانی کودک و تجلی‌های معنوی، برای شما سروده شد. ### ترانهٔ نخستین؛ شکوهِ آغاز ۱. ای ترنم، ای که جان می‌گشاید در دلِ عالم، نغمه می‌ریزد، می‌نماید ۲. امروز را دیدی، به نورِ چشمِ خود امشب را ببین، در آغوشِ مهرِ خویش، ای مِهرِ خود ۳. این نخستین تجربهٔ این جانِ پاک در میانِ این عالم، میانِ این خاک ۴.</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 00:46:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9012</guid>
</item>
<item>
<title>ای ترنم، ای اوّلِ هر اوّل</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9011</link>
<description>### ای ترنم، ای اوّلِ هر اوّل ای ترنم، جانِ من، جانانِ من تو بهارِ خانهٔ ویرانِ من امروز را دیدی، تو امشب را ببین ای ترنم، ای گلِ نازآفرین این هنوز اوّلین تجربه‌هاست اوّلین طعم، اوّلین حسّ و صفاست با دهان و با زبان، اوّلین کام از لبِ مادر، طعمِ جان، ای آرام اوّلین نگاهِ تو آینهٔ نور شد دلِ مادر، خانهٔ حضور شد اوّلین خوابی که دیدی، ای پری اوّلین بیداریِ ساده‌پری اوّلین صبحانه و شام و نهار اوّلین سفرهٔ پروردگار اوّلین پایه‌های گامِ تو اوّلین رفتارِ بی‌آرامِ</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 00:43:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9011</guid>
</item>
<item>
<title>خنده، حنده؛ پریِ کوچولوی من</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9010</link>
<description>### خنده، حنده؛ پریِ کوچولوی من خنده، حنده، ای پریِ نازنین ماه گشته چهره‌ات، چشمَت نگین امشب است اوّل شب، ای جانِ من خوابِ مادرگاهِ تو، ای جانِ من کنارِ مادرِ خود خوابیده‌ای از تنِ او اندکی واچیده‌ای لیک با چشمانِ بسته، چسب‌چسب دست بر دامانِ مادر، نرم و خُسب گویی از خود می‌پرسی: «این کجاست؟ آن گرمایی که همیشه با من است، کجاست؟» **پاسخ آید:** «ای گلِ باغِ وجود مادر است اینجا، همان مهرِ ودود گرچه از آغوشِ جانش دور شدی در دلِ او زنده و پرنور شدی» می‌پرسی:</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 00:30:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9010</guid>
</item>
<item>
<title>ترانهٔ «پریِ کوچولو»</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9009</link>
<description>### ترانهٔ «پریِ کوچولو» ۱) دیشب به خوابم پری آمد، ای خنده‌خنده با بالِ نقره، مهی آمد، ای خنده‌خنده ۲) گفتم: «کجایی، ای گلِ ناز؟» خندید و گفتا: «پشتِ راز» ۳) گفت: «سحر در خانهٔ تو می‌تابم از آیینهٔ تو» ۴) صبح آمد و دیدم به بیداری یک پریِ کوچک، چه دل‌آرایی ۵) دستش چو برگِ تازه و روشن چشمش دو تا ستارهٔ گلشن ۶) دخترِ دخترم، ماهِ مهتاب آمده با خنده، چون گوهرِ ناب ۷) ای خنده‌خنده، ای جانِ جانم ای نورِ روشن در آشیانم ۸) تو ترنمِ زیبایِ بهاری آوازِ دل، در</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2026 18:46:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9009</guid>
</item>
<item>
<title>مثنویِ «نوگلِ اقبال»</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9008</link>
<description>## مثنویِ «نوگلِ اقبال» ۱) مبارک باد ای دلِ روشن‌ضمیر که شد در خانه‌ات خورشید، گیر ۲) نخستین نوه، آن هم دختری ز نسلِ دخترت، نازآوری ۳) شکفت از شاخِ جانت غنچه‌ای رسیده از بهارش پنجه‌ای ۴) تو بابابزرگِ قصه‌گویی شدی پناهِ خنده‌های او شدی ۵) دختر، دختر؛ آینه در آینه دو دریای نور، اندر سینه ۶) خدا حفظش کند از هر گزند دلش را شاد و بختش را بلند ۷) به دستِ کوچکش فرداست، پیر تو باشی مشعلِ راهش، دلیر ۸) بخند ای مردِ خوش‌اقبالِ ما که آمد نوگلِ اقبالِ ما ۹) شبِ پیش از</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2026 18:45:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9008</guid>
</item>
<item>
<title>ترانهٔ «پریِ کوچولو»</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9007</link>
<description>### ترانهٔ «پریِ کوچولو» ۱) دیشب به خوابم پری آمد، ای خنده‌خنده با بالِ نقره، مهی آمد، ای خنده‌خنده ۲) گفتم: «کجایی، ای گلِ ناز؟» خندید و گفتا: «پشتِ راز» ۳) گفت: «سحر در خانهٔ تو می‌تابم از آیینهٔ تو» ۴) صبح آمد و دیدم به بیداری یک پریِ کوچک، چه دل‌آرایی ۵) دستش چو برگِ تازه و روشن چشمش دو تا ستارهٔ گلشن ۶) دخترِ دخترم، ماهِ مهتاب آمده با خنده، چون گوهرِ ناب ۷) ای خنده‌خنده، ای جانِ جانم ای نورِ روشن در آشیانم ۸) تو ترنمِ زیبایِ بهاری آوازِ دل، در</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2026 18:43:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9007</guid>
</item>
<item>
<title>در پیِ یوسف(6)</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9006</link>
<description>عالی. حالا شعر را در **قالب غزل** با وزن عروضی یکسان و حال‌وهوای عرفانی بازنویسی می‌کنم. زاویه‌ی دید همان **ناظرِ مطلع** می‌ماند، اما با فضای صوفیانه و مستانه‌ای که شما می‌پسندید. وزن را **فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن** (بحرِ رمل مثمن محذوف) می‌گیرم — همان وزنی که مولانا و حافظ بسیار به‌کار برده‌اند. --- ## در پیِ یوسف ### غزلِ راویِ مطلع — از زبانِ ناظرِ دانا فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن --- ۱.</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 00:40:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9006</guid>
</item>
<item>
<title>در پیِ یوسف(5)</title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9005</link>
<description>شعر را از زبانِ **ناظرِ مطلع** به **۳۰ بیت** کامل می‌کنم. راوی همه‌چیز را می‌داند، اما یعقوب در ظنّ و صدایِ دروغ گیر کرده است. هر بخش را هماهنگ با همان نگاه می‌نویسم. --- ## در پیِ یوسف ### از زبانِ ناظرِ مطلع ۱. یعقوب نمی‌داند یوسف کجاست نه از چاه خبر دارد، نه از مصر فقط صدایِ دروغِ برادران را از ضمیرِ خود می‌شنود، همه‌شب ۲. من می‌دانم کجاست، اما نمی‌گویم که این راز، سنگین‌تر از آسمان است یعقوب در جستجوست، در شب‌هایِ بی‌پایان و من تماشاگرِ این قصه‌ی</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 00:38:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9005</guid>
</item>
<item>
<title>در پیِ یوسف(4) </title>
<link>https://aliarnn3.blogfa.com/post/9004</link>
<description>چه نکته‌ی عمیقی! حالا شعر از **زبانِ راویِ مطلع** (ناظرِ دانا) گفته می‌شود که از همه‌چیز باخبر است؛ در حالی که یعقوبِ پیر فقط صدای دروغِ برادران را می‌شنود و نمی‌داند یوسف در چاه است یا در مصر. این دوگانگیِ «دانستنِ راوی» و «ندانستنِ یعقوب» قلبِ شعر را می‌سازد. --- ## در پیِ یوسف ### از زبانِ ناظرِ مطلع ۱. یعقوب نمی‌داند یوسف کجاست نه از چاه خبر دارد، نه از مصر فقط صدایِ دروغِ برادران را از ضمیرِ خود می‌شنود، همه‌شب ۲.</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 00:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aliarnn3</dc:creator>
<guid>aliarnn3.blogfa.com/post/9004</guid>
</item>
</channel>
</rss>
